تبليغاتX
مهربانی کودکی تنهاست...

مهربانی کودکی تنهاست...

مهربانی را بیاموزیم...

قصه از چشم های تو آب خورد

و از بلند پروازی های من...

راست می گفت مادرم:

پایان رویاهایم دیوانگی ست ...

دختران شهر دلتنگ من!

دعا کنید

رویای هر شبم را

بر باد دهم

پایان این بلند پروازی

سقوط اشک های من است

برایم دعا کنید

دختران شهر غمگین من ...

                                        

                                                         یاسمن رضاییان

+باز اومدم!:دی!دلم واسه اینجا تنگ شده بود....اما نوشتنم نمیومد!!!

++تبریک واسه امتحانا.....بالاخره تموم شدن!!!

+++امشب هوای حوصله ام ابریست....

++++به...چه هواییه ها!

+++++خدایا حواست بهمون باشه.....

پیشنهاد نوشت!:سری کتابای آمبر براون رو حتما بخونید....واسه کودکانه اما خوندنش خوبه...

مواظب باشید سرما نخورید دوست جونا!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم...

موجیم که آسودگی ما عدم ماست...



دوستتون دارم دوستای گلم!:)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

fairytale

I'm in love with a fairytale..

Even though it hurts..

 'Cause I don't care if I lose my mind..

 I'm already cursed...  


+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

روزمون مبارک!:)

سلام سلام!

وااااااااای!امروز آپمون خوشگلو تپل و سفیده!:)

با اینکه فقط چندتا عکسه....:) :

این عکس یکی از عکسای یه سری مجموعه ی عکسه نی نیه....:)

عزیزم!خرگوشیارو!:*

این دخمل خانومای ملوسکم که بحثشون جداس!:)

این مموشیارو!!!

فرشته های کوچولوئک....

بچه همه جوره ش خوب و عزیزه....:) چه سیاه...چه سفید...چه حتی زرد و سرخ!:)

بچه گله....خیلی گله....:)

لطیف ترین موجوده خداست.....

پاک و معصوم.....:)

اومدم بگم یادمون نره ما هم بچه بودیم.....یادمون نره کوچولوی توی دلمونو بیرون نکنیم....

لحظه هاتون قشنگ و نی نی گونه....

روزتون....یا بهتره بگم روزمون....مبارک.....

پ.ن:عکسایی که یه خورده بزرگن سیو بشن درست میشن!:)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

نمی دانی که من بادم...

مرا با خاک می سنجی نمی دانی که من بادم

نمی دانی که در گوش کر افلاک فریادم






نه خود با آب کوثر هم سرشتم نه ز بهشتم من

که من از دوزخم با آتش نمرود همزادم


نه رودی سر به فرمانم که سیلابی خرو شانم

که از قید مصب و بستر و سر منزل آزادم


گهی تنگ است دنیایم گهی در مشت گنجایم

فرو مانده است عقل مدعی در کار ابعادم


برای شب شماری چوبخط روزها کافی ست

جز این دیگر چه کاری هست با ارقام و اعدادم؟


به جای فرق خود بر ریشه خسرو زنم تیشه

اگر چه عاشق شیرینم و از نسل فرهادم


گهی با کوه بستیزم گه از کاهی فرو ریزم

به حیرت مانده حتی آنکه افکنده است بنیادم


همان مردن ولی از عشق مردن بودو دیگر هیچ

اگر آموخت حرف دیگری جز عشق استادم


به زخمی مرهمم کس را و زخمی میزنم کس را

شگفت آورترینم من چنینم: جمع اضدادم




یکی از شاهکار های استاد حسین منزوی بود..امیدوارم لذت برده باشید..

دلم براتون تنگ شده بود...

مهرگانتون(با تاخیر)مبارک!

امیدوارم سال تحصیلیو با خوبی و خوشی تموم کنید!

خوب باشید!

دوستتون دارم دوستای گلم!:)


+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

آره بارون میومد....خوب یادمه....

آخ مگه این هوا میزاره آدم آپ نکنه...؟!

دلم میخواد دریا رو تنم کنم(اسمه ژاکتمه!)٬موهامو باز کنم.....بدو ام زیرش.....بغلش کنم.....داد بزنم که مرسی....دوست دارم....عاشقتم....مرسی که هر وقت میخوامت میای و دل داریم میدی....مرسی که انقدر مهربونی که همه چیو میشوری و میبری و پاک میکنی.....

دلم میخواد زیرش بدو ام....مسابقه بدیم با هم....ببینیم من سریعتر میدو ام یا اون سریعتر می باره....؟!

دلم میخواد فریادش بزنم......دلم میخواد بگم خدایاااا......بزار بیام بوست کنم.......

دلم میخواد جیغ بزنم باز باران.....که همه بدونن....که همه بشنون.....

دلم میخواد چترهارو بسوزونم....داد بزنم هی....چتر هارا باید بست.....

نه.......همیشه زیر چترها اتفاقای خوب میفته...چتر آدما رو به هم نزدیک میکنه....

دلم میخواد به همه بگم میبینی؟میبینین چه قدر مهربونه خدا...؟میبینی چه قدر مهربونه نشونه ی خدا...؟هر چی که تو رو یاده اون میندازه نزدیکت میکنه به اون چیزی که میخوای....

میخوام جیغ بزنم......طوری که گلوم درد بگیره....میخوام downpour رو بزارم و بدو ام....قهقهه بزنم......گریه کنم و قهقهه بزنم........آآآخ....

هوا دو نفره ست......نه نه.....سه نفره ست.....منو....اونی که نمیدونم قراره کی باشه و....بارون....

آخ بارون....بشور....بِ بَر....تازه کن.....

وای...باران....باران......

اسمش که میاد یاده دوستیای قشنگ میفتم....بیشتر اتفاقای تلخ و شیرینه زندگیم تو روزای ابری یا هوای بارونی بوده....باران میداندم.....از بیشتره آرزو هام خبر داره.....همیشه دوست داشتم اولین قطره ش کف دست من بیفته و آرزومو بر آورده کنه.....

این بارون نوبرونه س......بزار بباره کف دستت....اولین نفر باش که میگیریش.....بزار جاش کف دستای داغت گرم باشه.....

این بارون تازه ست......میفهمی...؟حسش میکنی...؟پاییزو حس میکنی...؟این بارون داره خبرت میکنه....داره با قطره هاش میکوبه پشت شیشه ی پنجره ی اتاقت.....مثه هر سال....میگه هی...بیدار شو....منو ببین....تر و تازه شو....

باز کن پنجره را.....جواب سلامشو بده....بزار صورتتو نوازش کنه....

آخ....که اگه دوست داشتم هزاااارتا دست داشته باشم.....آخ آخ آخ....که دوباره این شعر تو ذهنم رژه میره:

بارونو دوست دارم هنوز٬چون تو رو یادم میاره....حس میکنم پیشه منی وقتی که بارون میباره....

صدای موزیکتو زیاد کن........بزار گوشات درد بگیره از feel the rain گفتنای نیک و برایان.....

بارون شاعرت میکنه......نویسنده ت میکنه....ذهنتو باز میکنه....بارون نشونه ی یه هنرمنده....بزار روحتو صیقل بده....بارون هنرمندت میکنه.....

آخ....ببار ای بارون....ببار....نترس....ببار....تا خود خود صبح....تا همون موقع که هوا صورتی میشه و درختا از سوز هوای بارون خورده به خودشون میلرزن......

ببار.....

بارون زندگیه.....زندگیو لمس کن.....

+بارون که می باره شجاع می شم....بیخیال....بی پروا....بی پروا مثه خودش که رها و آزاد میباره....

+دوستت دارم خدا جونم....

+دوستت دارم بارون......

+آرزو کنید.....

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana 

هیس.....

بیا خوشبخت باشیم...فقط کمی...به همین سادگی....به همین شیرینی....:)
.

.

.

+ باید بریم مدرسه......

امروز کتابامو گرفتم..

حالم از خودم...

دعا کنید یه چیزی بشه!نمیدونم چی...

بهاری باشید و سبز....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ادما چند دسته ن:

۱:عاشقن  با عشقشونن!که حرفی ندارم در باره شون!

۲:تظاهر میکنن که عاشقن!اما همزمان با ۳۰ نفرن!

۳:عاشقن و از عشقشون دورن!

۴:فقط یه طرف عاشقه!یعنی عشقه یه طرفه!

۵:عاشقن اما عشقشون ولشون کرده!

۶:عاشق بودن به هم نرسیدن!

۷:عاشقن اما بلاتکلیفن!یعنی موندن که عاشق کی باشن!

۸:عاشقن از روی هوس و خواسته هاشون....

۹:میخوان تفریح کنن میگن عاشقیم!!!!

۱۰!:روزی ۲۰ بار به یارو میگن عاشقتم اما بودنو نبودنش واسش فرقی نداره...

۱۱:بعضی ها هم عاشقن اما کسی نیست که عاشقش باشن!

۱۲:بعضیا مجبورن عاشق بشن!همون عشق بعد از ازدواجو ازین چیزا!!!

۱۳:بعضیا هم واقعا همو میخوان اما نمیشه!یا پرنتس یا مریضی...همین چیزا!

۱۴:بعضیا هم همو میخوان اما پشیمون میشن!!

۱۵:بعضی عاشقا جلوی چشمشون بهشون خیانت شده....

۱۶:خیلیا شکسته عشقی خوردن!همیشه ام ناراحتن!

۱۷:خیلیا شکسته عشقی خوردن و باهاش کنار اومدن و دوباره زندگیشونو ساختن...

۱۸:خیلیا گول خوردن....

۱۹:خیلیا عشقو گدایی کرن......و واسه شنیدنه دوست دارم چه کارا که نکردن....!

۲۰:خیلیا عاشق شدن٬اما اونی که میخواستنش عاشق دوستشون شده...به این میگن مثلث عشقی...

۲۱:بعضیا هم به خاطره عشقشون حاضرن هر کاری بکنن...مثه زنایی که واسه شوهرای خودشون زن میگیرن.....

۲۲:بعضیا هم عاشقن اما هر روز عشقشونو به مشت و لگد میکشن!بعدم میگم میمیرم برات!ولتم نمیکنم!!!

۲۳:بعضیا عاشقن...اما عشقشون رو به هم نمیگن و دور میشن....

۲۴:بعضیا عاشقن اما از ترس مسخره شدن یا هر چیزه دیگه تو حسرت میسوزن....غافل از اینکه طرفه مقابلم دقیقا همین فکرو میکنه....

۲۵:بعضیا ۹ سال دوست بودن و عاشق!اما یه ماه نامزد کرن و....بای بای!!!

۲۶:بعضیا با یه نگاه عاشق میشن!

۲۷:بعضیا دستس دستی عشقشونو از دست میدن!

۲۸:بعضیا به خاطره نداری و پول مجبورن عاشق باشن...بعضیا هم از سره زیاده خواهی....

۲۹:بعضیا خودشونم نمیدونن چرا عاشق شدن!

۳۰:بعضیا عاشق شدن اما بعدش فهمیدن که عشقشون الکی بوده و هوس....

۳۱:بعضیا هم همه ی این مواردو شامل میشن!!

۳۲:بعضی هم گزینه ی د) هیچ کدام!!!

۳۳:...

!

گروه های عشقی زیادی وجود دارن اما من الان اینا رو یادم میاد!

(اینایی که نوشتم واسه عشقای زمینی بود!)

بعضیا هم که مثه من فارغن!!!راحت!اما به همه ی این گروه های عشقی مشاوره دادن!

د.ن:آخ خدا......هیچکسی رو عاشق نکن.....اگه هم عاشق شدن از هم جداشون نکن.....

پ.ن:نمیدونم چرا همه ش دلم میخواد بنویسم!مثه یه ویار!!!!نمیدونم چرا!؟!تو میدونی دوستم...؟!

پا(عضو بدن!)نوشت!!!!:واقعا پای آدم قلبه آدمه ها!!!!!!الان قشنگ درک میکنم اینو!

پ.ن۲:نمیدونم چرا......اما جدیدا همه ی حرفام تو این یه کلمه خلاصه یا ختم میشه...:آآآخ.......

دسته خودمم نیست...!

پ.ن۳:جدیدا دلیله نصفی از تغییر و تحولات خودمو نمیدونم....همه ش از سره ناچاری میگم نمیدونم!نه این که بی دلیل باشه ها....مبهمه....نا واضحه......

نمیدونم چرا نوشته هام انقدر طولانین.....نمیدونم این حسه که تو دلمه چیه....که بعضی وقتا انقدر شیرینه که میخوام برم خدا رو بغل کنمو بعضی وقتا مثه لیموی تلخه...نه......یه چیزه دیگه س.....مثه حسه دریا زدگیه........منظورم اینه که احساس میکنم قراره یه اتفاقی واسم بیفته.....بد نیست....روی بقیه هم هیچ تاثیری نمیزاره....اینارو میدونم....اما نمیدونم چه اتفاقیه!!!!:دی!!!!

پ.ن۴:آخ....چه حسه غریبی داره عروس توی شبه عروسیش.....خستگی.....شادی....تنهایی....گریه...ترس.......عشق.....سنگینیه لباس عروس!!!...سنگینیه نگاه خانواده ی شوهر من جمله مادر و خواهر شوهر گرام!!!و....و....و.....

پ.ن۵:به این نتیجه رسیدم که خودمم هنوز نمیدونم چی َم!!!!!

۳ ماه روحیه ی خودمو میسازم....خودمو اروم میکنم....خانوم میشم....خوب میشم....میخندم....شاد میشم....بعد همه ی اینا...اول مهر....بوووووووومممم!از بین میره!دوباره مجبورم تابستون بعد از اول شروع کنم....جالبه که اینو امسال فهمیدم.....بعد از ۸ سال درس خوندن....واسه اینکه امسال اولین سالیه که خودم نمیخوام و دوس ندارم که برم مدرسه......و شاید ترسناکترین سال....

توی همه ی این سالها از همون خرداد ماه روز شماری میکردم واسه بازگشایی مدارس.....واسه همین  تضعیفه روحیه و اینارو....امسال درک کردم!!

آخ که سهراب مثه بیشتره وقتا اب رو اتیشه حرفاش واسم.....:

اندکی صبر٬سحر نزدیک است.....

آخ چقدر طولانی شد....وقتایی که ادم نمیخواد نوشته ش طولانی میشه و وقتایی که میخواد کوتاه!:دی

دوستم من شرمنده م....همه ش من مینویسم.....:(((( نمیخوام اینجوری باشه...اما نمیدونم چرا!!!:دی!!!سو ساوری!!!!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

کیمی ای که داره سعی میکنه بزرگ بشه و کودک درونشم نکشه و باهم زندگی کنن :)

اسمه منو باید بزارن کیمی دمدمی....!!

همینجوری..

بعضی وقتا فکرام انقدر بچه گانه و وسوسه انگیزه که خودم خجالت میکشم!مثه این:

چند روزه دوس دارم برم لُپ خدا رو بوس کنم....بعدشم محکم بغلش کنم....همینجوری!:|

دلم یکنواختی نمیخواد!!!

دلم البومه جدیده بک استریت میخواد....!:(

دلم یه خونه میخواد...که یه دیوارش ایینه باشه...یه دیوارش پنجره....که چراغارو روشن نکنم...که توش سکوت باشه....که بشینم جلوی پنجره٬صدای ضبطو تا ته زیاد کنم.....بعدشم بشینم به بارونو طلوعه افتاب نگاه کنم.....تنهایی........هه!!!

دلم میخواد به چیزایی که الان میفکرم٬نفکرم......

کاشکی گواهینامه داشتم......تا صبح واسه خودم بودم......تو خیابونا....

دلم لارتن کرپسلی میخواد :((((..

دلم میخواد پنجره هارو باز کنم....بعد یخ کنم....بعد برم زیره پتو اما پنجره ها رو نبندم!:دی!

جدیدا هرچی خواب میبینم داغون شده!!همه ش من دارم فرار میکنم که کشته نشم!!!!از دس رفتم کلا...!

دلم از اون خواب قشنگا میخواد که ادم دوس نداره تموم شن....:)

دلم دبیرستان نمیخواد......دلم مدرسه نمیخواد....اونم با تینا و فروغ و کیمیا....کاشکی میشد تو خونه درس بخونم....

دلم خوابگاه میخواد....:| یا یه خونه دانشجویی...با مهشید و سارا و فاطمه....بقیه هم بیان دیدنمون :دی!

دلم رابرت پتینسون میخواد.....:( یعنی ادوارد کالن!:دی

دلم پیاده روی تو هوای سوز دار٬رو اسفالته بارون خورده میخواد...

دلم خیلی چیزا میخواد که نمیتونم بگم....چیزایی که اصلا ارزش مادی ندارن و زیادی بدوین!!

دلم قرمه سبزی دسته جمعیه بدون قاشق میخواد....

دلم قهقهه ی از ته دل میخواد....جوری که بعدش گلوم درد بگیره!!!

دلم میخواد دیواره اتاقمو با مداد رنگی٬رنگ-خط خطی-کنم.....خیلی خوبه.....

دلم یه حیوون خونگیه غیر عادی میخواد!!!!مثلا یه مورچه.....:)البته یه حیوونی که من ازش نترسم!:دی!

دلم میخواد یخ مغزم باز شه.....:(((((

دلم میخواد یه واسطه باشم....یه واسطه ی شیرین...:)که وقتی که دیگه نبودم یادم قشنگ باشه....:)

دلم میخواد بچه م چشماش سگ داشته باشه!:دییی!

حالا که انقدر چرت و بچه گونه نوشتم دلم میخواد خون اشام بشم.......

دلم یه چمنزاره اختصاصی میخواد!:دی

دلم یه خیابونه بی گربه میخواد :(((((((((((((((((((((((

وایییی!!!!من نمیدونم اگه این دله نبود چیکار میخواستم بکنم!!!

دلم نمیخواد این فکرام بزرگونه شه....دلم نمیخواد کودک درونم بمیره....:-<

دلم میخواد خوب باشم...

دلم میخواد همونقدر که من بقیه رو دوس دارم دوسم داشته باشن....:|

دلم انار میخواد...اناره ترشه قرمز....نه از اینا که غافلگیرت میکنن سفید از اب در میان!:دی!

دلم میخواد خواهرانه غریبو واسه صدمین بار به خاطره صدای استاد شکیبایی ببینم....!بعدشم بشینم خسوف ببینم!:دیییییییی!

دلم میخواست اگه دو تا بودم پروانه بودم!!!!(خودم فهمیدم چی گفتم!!)

نمیدونم چی نوشت!!!:دیشب پسر عموم میگف تو یه مجلسه ۹۰۰ نفری رو به رقص میاری!!

دیشب دایی بابام که ۸۰ سالشه به زوره من عربی رقصید واسمون!!!!

پ.ن:احساس میکنم عوض شدم......سعی کردم خوب باشه.....:)نه خیلی داغون....نه خیلی بد!نه من قبلی...نه من قبله قبلی....:دی!بیخیال!خودم فهمیدم!:دی!ولی هنوزم همون مزخرفیم که بودم!!!(اعتماد به نفسه قویو دارین که؟!)

پ.ن۳:نمیدونم این دو نقطه دی نبود چه بر سره من میومد!!

مجازی نوشت: :) ترمه یه ماهش شد....فداش بشم!:*

خنده نوشت!:دیدین بعضی وقتا بزرگترا یه چیزی وااسه بچه شون میخرن به هوای خودشون!؟:دی!

دل نوشت:اخی.......پرنتسمو دوس دارم....با اینکه خیلی وقتا رو نرون!!!!!!!

دل نوشت ۲:اینجوری پیچیده حرفیدن و نوشتنمو حال میکنم باهاش!:دی!

بغض نوشت:سکوت..........:|

هیت نوشت!:از زک و ونسا متنفرم!!!!!اه!!!!!!از هر دوتاشون با هم!!

آرزو نوشتی که امیدوارم حقیقی شه....:امروز روزه سینما بود....:)دعا کنید از چند سال دیگه به منم تبریک بگن...:)

خاطره نوشت:هفته ی پیش دوست جونام که همه چیه منن اومدن خونمون....وای...خیلی خوب بود....به خصوص سه شنبه.....میخواستم بنویسم که ثبت شه.....:)

+ اپم چرته!از رو دله!:دی!خبر نیمیدم!!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حالم از خودم به هم میخوره......اه....اه اه اه.......ااااااااااااااه......

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

this is how we roll... we're not too young & not too old...

14 شهریور 88 با عنوان :

this is how we roll...

we're not too young & not too old...

شروع به کار کردیم..همش با پستهای شاد و شنگول اومدیم بلکه به خواننده هامون روحیه بدیم و به آدرس وب تحقق بدیم!!

بعد یه سال ، با هر جون کندنی که بود،با چنگ و دندون، با نیومدنای طولانی....تونستیم این وبو سر پا نگه داریم...

الان عنوان:

مهربانی کودکی تنهاست.....

مهربانی را بیاموزیم....

بالای صفحه ی وبگاهمون خود نمایی می کنه...

این وبلاگ،مورد لطف خیلی از آدمای خوب و بزرگ بوده...و خیلی ها هم ازش دل خوشی نداشتن!

من -مهشید(diana)- و کیمیا(anne) نویسنده های این وبلاگ،با تمام وجود به این وبلاگ افتخار می کنیم!

دوستش داریم!و امیدواریم که هر کسی که وبگاه ما رو می خونه همین نظرو داشته باشه!

این وبلاگ ما رو با خیلی آدما آشنا کرد،که وجودشون تو زندگی مون لازم بود!

ما بهش خیلی چیزا مدیونیم!

باعث تثبیت دوستیمون هم شد!(این واسه من "بزرگترین" فایده ش بود...)


http://betunkhoshmigzare.blogfa.com/


این آدرس^ :واسه ما پر خاطره ست...

اولین چیزیه که توسط ما دو نفر خلق شده...برامون مث یه نی نیه!که حالا یه سالش شده...

"بتون خوش میگذره"....     دوست داریم!


بعله!!!!!!!!!!!!

و جدا از این مباحث!

امروز تولده  دو نفره!(یعنی تولد خیلیاست!اما من دوتاشونو میشناسم!)

یکیش جناب "اشکان صادقی" گوینده ی خوش صدا و به قول خودشون :پسرک پر سرو صدای رادیو!

که از همین جا بهشون تبریک میگیم!

اینم به یاد روشنای پر انرژی(که دیگه پخش نمی شه متاسفانه..) و بزی عزیز...:


و دیگریش...

یه فرشته که رو زمینه...یه داداشی که یه مدت نبود اما دوباره اومد....یکی که دلش خیلی خیلی نازکه و مهربون...

یکی که با "دست خط من" اومد و رفت، اما الان با "آسمون" دوباره پیداش شد!

یه فرشته ی زمینی که " آسمونی باشید " شعارشه!(که خودش هست..)

امروز تولد داداشی خوب ما "فرزاد" هستش!

اینم کیکش!:

داداشی !تولدتو بهت تبریک می گم!

دعا می کنم که به همه ی خواسته های خواستنی ت برسی!

و امیدوارم که هرچند سالی که دوست داری و خدا می دونه عمر کنی!:)


همین دیگه!

نظرهم بدین خوشحال می شیم!

دوستتون دارم دوستای گلم!



+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

ای خــ ــدا!!!:((

سلام بکس!

+مدرسه ها داره شروع میشه!Reading a Book

هر سال منتظرش بودم اما امسال....

دلم نمیخواد برم یه مدرسه ی جدید....با معلمای جدید...جایی که هیچکسو نمیشناسم...

یادتونه یه آپی کرده بودیم گروهمونو معرفی کرده بودیم؟!اون از هم پاشیده...هرکس رفته یه طرف....

زدن زیره قولشون....فقط من و ۲ نفره دیگه سره قولمون موندیم که بریم اون مدرسه ای که قرار بود بریم....من ثبت نام شدم اما....فاطمه و سارا رو ثبت نام نکردن...گفتن ظرفیت پره...

خسته شدم....

از این دغدغه های تکراری...دلم نمیخواد برم مدرسه....:((

+یکی از دوستامون داره ازدواج میکنه...:(((((....وقتی ما داریم درس میخونیم اون قراره بچه داری کنه...:(((swoon2.gif

دلم واسش یه ذره میشه....امیدوارم شوهرش نگه بین من و دوستات یکیو باید انتخاب کنی....:-<girl_cray.gif

+داریم یه کتاب مینویسیم!من ویراستارشم!

میخوایم تمام ماجراهای راهنماییمونو بنویسیم!اگه بشه!:دی!مقدمه شو نوشتیم فعلا!

+این جوری نوشتنو دوس دارم :)

+ترمه ۲۱ روزش شد...(ترمه دختره خیالیمونه)

 :)connie_mama.gifHeart Smileconnie_32.gif

اینم عکسش....

ti ti

(یکم بزرگه!سیو کنید حله!)

+پسرای عزیز معذرت میخوام.....اما...

حالم از همه ی پسرا بهم میخوره....کل زندگیه دخترارو ریختین به هم....همه ش باید حواسشون باشه که کاری نکنن که شماها ناراحت نشین....

خدایا کاره هیچ دختریو گیره هیچ پسری ننداز...چون ۹۹٪ فقط دخترارو واسه خنده و تفریح میخوان....اه...

+دلم برف میخواد....

دلم یه نی نی میخواد....Baby Girl

دلم یه گوش میخواد واسه حرف زدن.....to_take_umbrage.gif

اه....بمیری دل!!!!

+eclipse رو دیدم.... خیلی قشنگ بود....

اینم عکسش:

team edward

آدرسه سایتش جزوه لینکامون هست....:)

(یه روز تو یه آپ جدا کامل معرفیشون میکنم)

 

+...عاشق این شکلکم...

+اهنگه اِوری تایمه بریتنی رو بگوشین....نازه....لینکشو پیدا نکردم!:|

+تیتراژه جراحت باحاله...!:دی!

خیلی حرف زدم....بسه....

د.ن:دوستم.....عوض شدی.....

پ.ن:ببخشید....حال خبر دادن نیست....

 چند مین بعد نوشت!:حال کردین حال نداشتم ولی خبر دادم!؟:دی!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

ذوق مرگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ!!!

وایی سلام برو بکس!

همین اول بگم این آپ فقط واسه اینه که دلیل ذوق مرگ شدنمو بهتون بگم!

                   

۱:ازین فونت فیقولو ها یاد گرفتم!اما الان هر کاری میکنم اونجوری نمیشه!حالا اشکال نداوره!

                                  

۲:کللللللللللللللللللللللللللللی شکلک جدییییییییییییییید!

وووووووووووووووووووووااااااااااااییییییییییییییییییییییییییییی.....ایناروووووو:

         

وای عاشقشونم!

   

   

خیلی فیقولن!

دیگه ذوق مرگینگی بس!

نظر خواهی غیر فعاله چون این مطلب اصلا چیزی نبود و چیزی نداشت و جهت جلوگیری از مردن من از خوشحالی بود!!

پ.ن:میبینین تو رو خدا؟!با دو تا شکلکو خط و نقطه سر خوش میشم!واسه همین میگم واسه شفام دعا کنید دیگه!:دی!

واییییییییییییییییی!راستی ا باوت می(!) رو ببینین!(بالا٬گوشه٬سمت چپ!)!:دی!یه چیزی اضافه کردیم!:دی دی دی دییییییییی!!!!dance3.gifبگین چی جوره....خوبه یا نع!:*

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نظر خواهی واسه این پست غیر فعال میمونه٬فعالم نمیشه!


ااا...چرا با این فونت می نویسی؟!!!!!!!!خب ملت فکر می کنن من نوشتم!

باشه کیم کیم گلم!هر چی تو بگی!فعال نمی شه!:)

تنکس!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana 

بازگشت گیدورا!!!!!!!!!!!!!!!!

سلام علیکن!

معرفی می کنم: من مهشید هستم!(!!!) یکی از نویسندگان این وبلاگ تارعنکبوت بسته!

آپ کردم صرفا  به این دلیل که بگم زنده هستم...از کیمی جونم تشکر می کنم که تا الان این وبو سر پا نگه داشت!

ممنون از همه ی گلهایی که بهمون سر زدن تو این یه مدت...آرمین خان،هدیه جون،سعیده جون،زهرا جونا،داداش کیان گل، گیلبرت عزیزم(اسم جدیدت یادم نیست عزیزم!فقط میدونم اسم بچه ی آنیه!ببخشید!)،هلیا جون، SUTURN،نسیم جون، سه تا تفنگدار عزیزم!، شقایق گلم، محمدرضا خان ، نفس من فائزه!، محمد خان،سعید خان و...همه ی مهربونایی که پیشمون اومدن و من اسمشونو یادم رفته که بگم...

من به یک سری تاریخ تولد باید اشاره کنم که در روزشون نتونستم بیام به وب و به روز کنم!

روز یکم شهریور!

تولد یک موجود نیمه آسمانی ،نیمه زمینی! (بیشتر آسمونی البته!) معنی اسمش خیلی بهش میاد!کیمیا یعنی نادر، یعنی کمیاب...این کیمیا ی منم کمیابه...یعنی ...دختر به اسم کیمیا زیاده هااا...اما نه اخلاق این کیمیا تو اون کیمیا ها هست نه طرز تفکر و احساساتش!یه کم پیچیده شد جمله م!ببخشید خودتون!!! 


                      کیمیا جونم ،

تولدت مبارک....


با تاخیر...

و عذر خواهی فراوون....


از هر چه سبز است...

از هر چه نیک است...

از هر چه

              آبی

                     آبی

                             آبی ست....

بهترین هارو برات آرزومندم عزیزم...



قابل توجه برو بکسی که تازه به وب ما سر میزنند!به لینک های ما سر بزنید!ضرر نمی کنید!

و ببخشید اگه من خبر نمی دم...

دوستتون دارم دوستای گلم!


+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

این پست صرفا جهت بیرون راندن شپش ها و عنکبوتهای این وب و مقداری فان(!)میباشد!!!:دی!

اینو تو یه وبی خوندم باحال بود:

اینی که به فاطمه یه الف اضافه میکنن میشه فاطیما یعنی مثلا خیلی باحال و امروزی شده؟!

اگه اینجوره زهرا رو میکنیم زارا!باحالترم هست!

پ.ن:جمله بندیا دقیقا این نبودنا!

پ.ن۲: اروم باشین!اینجا یه دو جین ساس و عنکبوت و شپش و غیره زندگی میکنه!بیدار میشن!تورم رفته بالا٬خدا رو خوش نمیاد کارتون خوابشون کنیم!!!

پ.ن۳:عنوان مطلبو حال کردین!

پ.ن۴:راستی سلام!

پ.ن۵:نظرتون چیه راجع به این که پی نوشته هام از خوده مطلب بیشتر شد!

پ.ن۶:شکلکای ورژن جدید یاهو رو دیدین؟!ادم میخواد ماچشون کنه!

پ.ن۷:جان من نظر بدین!

پ.ن۸:تو نظراتتون بگین مهشید بیا اپ کن!!!!

پ.ن۹:رمان زیاد میخونم اما واسه سومین بار تو عمرم امروز رمان ایرانی خوندم....دالان بهشت بود....بسیار منغلب شدم....خیلی راست میگفت....خوشم اومد ازش بد نبود...از رکسانا و یلدا()بهتر بود!

پ.ن۱۰:واسه شفای من دعا کنید!

پ.ن۱۱!:دو نقطه دی!!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دو تا نظر تبلیغاتی بود٬پاکشون کردم!دارم فک میکنم واسه حفظ ابرو و تعداد سرسام اور نظرا(!)و دلخوشی....!باید میزاشتم بمونن!

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

همیشه وقتی که اسمه ماه رمضون میومد نا خودآگاه ذهنم به طرفه ربنای استاد شجریان و اذان موذن زاده معطوف میشد....اما امسال....از ربنای استاد شجریان که خبری نیست....اذان موذن زاده ام باید انقدر تو همه ی شبکه ها بگردی تا ببنی از کدوم داره پخش میشه!اخرشم تا پیدا میکنی اذان تموم شده!حالا باز خوبه اذان استاد آقاتی رو میزارن پخش شه!

اصلا ادم نمیخواد افطار کنه!!!یادش میره تشنگی!!!

والا!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

فرشته ی زمینی...تولدت مبارک....

قشنگ من٬

تو تعریف شب میلاد آوازی....

تو خوشرنگی٬خوش آهنگی...تو دلبندی٬تو دلبازی....

تو رگباری....تو بارونی...تو بهاری...باغ نارنج ای...

تو یاسی...برق الماسی...حریمی٬گوشه ی دنجی....

 

۱۴ سال پیش خدا یه همزاد واسه ماه ساخت...یه همزاده زمینی...

۱۴ سال پیش خدا یه فرشته رو از آسمون فرستاد زمین...یه فرشته ی زمینی که با بودنش خیلی چیزا رو عوض کرد...

یه همزاده زمینی واسه ماه...که حتی ماه تو آسمونم با دیدنش بهش حسودی میکنه....

کسی که اسمشم مثه خودش نورانیه و برازنده شه...

امروز تولده گلبهار بانوی منه....امروز تولده مهشیده...

عزیزترینم تولدت مبارک....

اینم عکسه مهشید جونمه...

الهی قربون صدقه ت برمممممممممممم!تفلدت مبارککککککک!

اینم کادوت....

ممنونم که هستی...که همیشه بزرگ بودی و بخشیدی...و با همه ی اتفاقات موندی...

دوست دارم....

تولدت مبارک....

یه نفرم میخواد بهت تبریکه مخصوصوص بگه!

تی تی:تفلدت مبارک فادر!!!

 :دی

بازم تبریک!دوست داریم!هممون!

 

happy birthday my pink fallen angel...

پ.ن:به اندازه ی موهای سرم بهت عذر خواهی بدهکارم...واسه همه چی...

دوست دارم....

بمون دوستم....بهت احتیاج دارم.......

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

سلام بچه ها....

کسی میدونه بلاگفا چشه؟!

هیچکدوم از نظرای قبلیو باز نمیکنه میزنه موردی دریافت نشد....:(

ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااا :((((((

نظرم نمیشه تو هیچ وبی گذاشت!!!!

نمیدونم من فقط این مشکلو دارم؟؟؟!!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

امروز یه روزه خاصه....خیییییییییییییییییلی خاص.....

.

.

.

.

.

.

.

.

.

۲۰ سال گذشت از طلوعت....

۲۰ ساله روشن...نور افشانیدی از دل آبیت بر روی آسمان دلمان....

روشناییت ۲۰۰۰ ساله باد!

ذره ذره ی وجود آسمانیت درخشان....

فروزان بمان...و آفتابی...تک عنصر طلاییه آسمان دلها....

خورشید بانو.....

 

                                        دوست دارم.....

 

 

ممممممممممممممممممامممممممممممممممممممممانیییییییییییییییییییییییی!!!

ما خیلی قربونه شما میریم!

زیادااااااااااااااااااااا!

حالا جشن!تفلد تفلد تفلدت مممبارک!!!!

هههههو!آآآآآآآآآآآآآآآآآآ!آ آ!

شله دس دس!بیا وسط....هووووو!

(حرکات اسلامین نگران نباشین!)

حالا نمه نمه بای تو ههههههو!:دی!

حالا خورشید باید برقصه!خورشییییییییییییید خورشید هی هی!

آهااااااا این کمره یا آآآآآآآآآآآ آآآآآآآآآ!

(العجله لعجله العجل!:دی!دیکته ش درس بود؟!)

حالا کادوی من!مممممممممممممممممممموچ!

(صدای مهمونا خطاب به من!!!):این چی چیه اوردی گگگگگگندشو در اوردی!

حالا همگی بگین اوفی اوفی!!!ددددددددددددددددددست!

(مملکت اسلامیه!:دی!حجابتو بپوش خانومم!:دی!وگرنه میان فیلیمون میکنن!:دی!)

-خورشید دوست داریم!خورشید دوست داریم!

-خورشید پیشونیمو امضا کن!حموم نمیرم!

-(جمعیت!)خورشید خورشید خورشید خورشید......(صدا زیاد بود!)

خورشید...بیا اینجا بیا...بیا همینجا....حالا....بچچچچچرخونش....این شکلاتا رو...باریک دخملم!

ایشاا.... تفلده نی نیتکیکشو خودم مممیپزم برات!Balloons

:دی!

هزار بار تفلدت مبارک!

دوست دارم خورشید جونی!SunHeart Smile

بچه ها!هر کی واسه پسته قبلی نظر نده کچل شه!!!!!

مهشید جوابه پ.ن پست قبل!:

وا!(رایسد ایبرو!!!!!!!)

(آیکون کبیری!)!!!

دختره ببببببد!یه چیزی بهت میگما!

نوبته تو شد!:دی!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

تولده...تولده...

تولده....وای وای!!!!مبارکه وای وای!!!!

امروز تولد خواهر خوشگل منه!که عشق منه!نفسه منه!با تمام وجودم دوسش دارم!


خورشید جونم !

برات آرزوی بهترین هارو دارم...


"ساعت

هفت و سی و پنج دقیقه ی صبح

بیست و یکم تیر ماه


آفریدگارا

بگذار

دهان تو را ببوسم

غبار ستاره ها را از پلک فرشتگانت بروبم

کف خانه ات را

با دم بریده ی شیطان جارو کنم

متولد شدم..."


خدایا ....خدا جونم...ممنونم که این فرشته رو به من هدیه دادی....



پ.ن:کیمیا جونم من دیگه آپ نمی کنم تا نوبتم بشه...

ببخشید...آخه خیلی حیاتی بود!


دوستتون دارم دوستای گلم!:)





+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

به هر حال.. .

سرویس مدرسه تو ژاپن...:


این هم تو پاکستان...:

من که حرفی واسه گفتن ندارم...!!!!!!!شما چطور..؟!


+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

....

۱۱ ساله پیش تو یه همچین روزی....ما منتظر بودیم تا خدا یه نی نی کوچولو بهمون بده....Baby Girlتا بشه خواهریه من...

با اینکه اون موقع نمیزاشتن من بهش دست بزنماما من خیلی دوسش داشتم...Heart Smile

حالا از اون روز ۱۱ سال میگذره....حالا دیگه اون سیمین بر کوچولو که تازه حرف زدن یاد گرفته بودمیخواد یه نویسنده ی بزرگ بشه....Reading a Bookو یه مخترع موفق...

هیییییی....چقدر زود گذشت...Sigh

اما من نیومدم اینا رو بگم!!!!من اومدم بگم....سیما جونم...خواهری کوچولو....تولد مبارک!!!!!!!!!Flower

یوهوووووووووووووووووووووووووووو Balloons

این منم که دارم میرقصم!

الان اینجا مثه بازاره شامه!:دی!Tornado

همه در تکاپوییم!

کلی خوشحالم که بزرگ شدی....انگار همین دیروز بود که میخواستی بری کلاس اول!

امیدوارم که همون چیزاییو که آرزو دارم اگه یه خواهر بزرگتر داشتم واسم انجام بده٬من بتونم برای تو انجام بدم....

و امیدوارم که یه نویسنده ی بزرگ بشی...و اشکان صادقیم ببینی!:دیییییییییییییییی!

دوست داریممممممممممممممممم!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سخن از پچ پچ ترسانی در ظلمت نیست

سخن از روز است و پنجره های باز

و هوای تازه

و اجاقی که در آن اشیاء بیهوده می سوزند

و زمینی که ز کشتی دیگر بارور است

و تولد و تکامل و غرور

سخن ار دستان عاشق ماست

که پلی از پیغام عطر و نور و نسیم

بر فراز شبها ساخته اند

به چمنزار بیا

به چمنزار بزرگ

و صدایم کن از پشت نفس های گل ابریشم

همچنان آهو که جفتش را

پرده ها از بغضی پنهانی سرشارند...

                                                             فروغ فرخزاد       

سلام دوست جونیا!

این آخرین سلام بهاریه من بود!

فردا بهار ۸۹ ام میره....این اولین بهار وبمون بودا!!!اوخی!

خب....هممم....هویجوری اومدم بگم که...هممم...خب...اهم....باشه میگم!(میدونم خیلی بی مزه م!)امروز کارنامه گرفتیم!

دیگه خودتون حدس بزنین!

نه بابا!خوب بود!من که خودم کف کردم!یه صدم از چیزی که حساب کرده بودمم بیشتر بود تازه!

آره دیگه!خوب بود اما....

پ.ن:...مطلب کم اوردم....!

د.ن:شما اگه یه چیزییا کسی رو خیلی دوست داشته باشین٬چجوری دوست داشتنتونو ابراز میکنین؟

د.ن۲:ساعت از ۱۲ گذشته٬وارده اولین روزه تابستون شدیم....اولین آرزویی که به ذهنت میرسه همین اول فصل چیه...؟

د.ن۳:خدایا.......

پ.ن۲:راستی از این به بعد تند تند به وبمون سر بزنید چون زود زود آپ میشه...حد اکثر یه روز درمیون...سر بزنیدا!!!

پ.ن۳:جواب نظراتتون زیرش داده میشه

پ.ن۴:جواب سوالات یادتون نره!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بابایی های گلللللللللللللل....روزتون هزارتا مبارک!از جمله باباییه خودم که خیلی میدوستمش!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

یک تست مفید!

(بسیار هم مفید!!!!!!)

 

 

 آرامش داشته باشید و ساکت بنشینید.. .


1. در متن زیر c را پیدا کنید. از مکان نمای موس استفاده نکنید.



ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo oooooooooooooooo
ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo oooooooooooooooo
ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo oooooooooooooooo
ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo oooooooooooooooo
ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo oooooooooooooooo
ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo oooooooooooooooo
ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo cooooooooooooooo
ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo oooooooooooooooo
ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo oooooooooooooooo
ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo oooooooooooooooo
ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo oooooooooooooooo


2.اگر درمتن بالا c را پیدا کردید، حالا 6 را پیدا کنید.



9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999699999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 


۳. حالا حرف n رابیابید. کمی مشکل‌تر از قسمت‌های بالا می‌باشد.



mmmmmmmmmmmmmmmmmmm mmmmmmmmmmmmmmmm mnmmmm
mmmmmmmmmmmmmmmmmmm mmmmmmmmmmmmmmmm mmmmmm
mmmmmmmmmmmmmmmmmmm mmmmmmmmmmmmmmmm mmmmmm
mmmmmmmmmmmmmmmmmmm mmmmmmmmmmmmmmmm mmmmmm
mmmmmmmmmmmmmmmmmmm mmmmmmmmmmmmmmmm mmmmmm

 

 

باور کنید که این شوخی نیست!
اگه تونستید این سه تست رو پشت سر بگذارید، دیگه هیچ وقت نیاز به دکتر اعصاب و روان پیدا نمی کنید....!!!!!!!!
مغز شما عملکرد خوبی داره و ازبیماری آلزایمر در امان میمونه!

باور کنید!

 

 

پ.ن.:حال کردین.....؟؟!؟!؟!؟!!؟!؟!!!؟!؟!؟!

 نظر بدین و بگین تونستین درست انجامش بدین یا نه!

دوستتون دارم دوستای گلم!!!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

موجودی به نام زن....

دیروز روز زن بود....

شبش نزدیکای ساعت ۱۰:۴۰ دقیقه رفتیم بیرون٬یه دفعه دیدیم یه زنه توی یه ۲۰۶ سفید داره به شدت جیغ میزنه و درخواسته کمک میکنه....

رفتیم جلوتر دیدیم شوهرش داره به قصده کشت میزندش...همه کاری کرد...موهاشو کشید٬بهش لگد زد....آخرشم از ماشین پرتش کرد بیرون....مردمم که قربونشون برم همینجوری داشتن نگاه میکردن....

خلاصه هرچی زنه ضجه میزد که تورو خدا ولم کن اون....بیشتر میزدش....

میگفت هر کاری بگی میکنم...مرده میگفت دیگه نمیخوامت!طلاق!زنه میگفت به خدا هیچ کسو ندارم٬مرده بیشتر کتکش میزد....

آخرش دسته زنش شکست...نمیتونست دیگه دستشو تکون بده....گریه ام میکرد یارو بیشتر کتکش میزد....

زنگ زدیم تا پلیس بیاد....اونم که قربونش برم کاری نمیکنن یه تعهد میگیرنو مردکو ولش میکنن...

آخه یکی نیست به این مردا بگه شماها که نمیتونین و نمیخواین و تواناییشو ندارین و میدونین که قراره زنتونو بزنین٬چرا دختره مردمو بدبخت میکنین....شما که بابت همه چی خوب تو روی پدر مادرتون وایمیستین٬اینم روش....

به خدا خودخواهیه....زنام آدمن به خدا.....تو این مملکتی که هیچ کس جوابشونو نمیده٬اگه به شما مردا پناه نیارنم که دیگه باید برن بمیرن....از خونه ی باباها میان بیرون که مثلا مستقل باشن٬آخرشم یه شوهره اینجوری....

دیشب یه ربع خوابیدم اونم با بدبختی....اینم کادوی روزه زن بود به اون بیچاره....یه دسته شکسته...فردا ام که مردرو ولش کن لابد خفه میکنه زنشو تو خواب...

مگه چیکار کرده بود که اینجوری میزدیش آخه....؟!فوقش این بود که بهت خیانت کرده بوده دیگه!لابد یه اشکالی داری!

پ.ن:نظرخواهیو غیرفعال میکنم واسه این پست واسه اینکه نوبته آپ کردنه من نبود....

پ.ن۲:ببخشید مهشیدم...

پ.ن۳:ولی من فعال می کنم(!!!)که بیان و نظر بدن که کار این "به اصطلاح" آقا درست هست یا نه؟؟!؟!؟!؟!!!مردکِ ...(بیب)

پ.ن۴:خواهش میکنم.. .احتیاجی به عذر خواهی نبود گلابی کوچولو!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

هویجورینگ!

درود بر دوستان مهربان!

همگی خوبین؟!

-بببببببببببببببله!:دی!

امتحانارو میترکونین؟!

ما که دور از جون شما به شدت در حال خر زدنیم!Reading a Book

من که دیگه خسته شدم!دیگه دارم دیوونه میشم!!!

اما موشول(مهشید)همواره به من نصیحت میکنه که:بچه درستو بوخون!

و بهم اعتماد به نفس میده!و من بیسیار و بیسیار متشکرم!

اما دلم واسه بروبکس کللللللللللی تنگ میشه....واسه اینکه بریم مدرسه...واسه اینکه با بکس حال کنیم....

اما امیدوارم که همیشه با هم باشیم....

این آپ رو همینجوری تفننی و برای تنوع گذاشتم!:دییییییییییییی...!!!!

(این منما!Computer!در حال آپ کردن!)

امیدوارم که دوست داشته بوده باشین!!!Clownو لذت برده باشین....و بسی خندیده باشید!!!

مرسی که میخونیدمون...(این ماییم!اینم شما > !)

اینم از آپ تصویری....Painter

نظرتونو راجع بهش بگید!

 نباشه ها!!!!!!!!!!!

:دی!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوستان!

جواب نظرات زیرشان داده میشود!

Happy Dance

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

 درود بر همگان!

فصل امتحانا رسیده....باید به شدت درس خوند...موافقید؟:(

اومدم چند تا عکس بذارم...همین!









دوستتون درم دوستای گلم!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

دوستای صمیمی...کلاس قدیمی...

به قول شاعر گفتنی...:

چندتا دوست با ماجراهاشون با نشاط و مهربونن...!!!

به دلیل کمبود مطلب و ایجاد تنوع٬میخوام اسم برو بکس باحالیو که امسال با هم زندگی کردیمو بگم تا باهاشون آشنا بشین....

خب....از ترتیب نشستن بکس توی کلاس معرفی میکنم:

فاطمه:یه دخمله آروم٬مهربون٬حساس٬درس خون و با معرفت...٬خیلی خوب به درد و دلات گوش میده....

بغل دستیه فاطمه٬سارا هستش...:یه دختره٬باحال٬بامعرفت٬با مرام٬پایه ثابت همه ی برنامه ها و اینکه اصلا تک روی تو مرامش نیست!

پشت سره فاطمه و سارا پریناز و سحر میشینن...پریناز...:

باحال٬با نمک٬درس خون٬یه خورده شیطون٬حساس٬با معرفت و مهربون و خلاصه اینکه باید ببینینش تا بفهمین چی میگم...

سحر:با مرام٬با معرفت٬شیطون٬بازیگوش٬مهربون٬شاد٬خنده ی کلاس٬یه دختریه که همه میشناسنش و اگه یه روز نیاد مدرسه همه ی بچه ها و معما دلشون واسش تنگ میشه....

پشت سره سحر و پریناز٬یعنی ردیف وسط میزه آخر٬من و مهشید می شینیم!...مهشید:نمونه ی بسیار روشن از یک مردادیه مهربون و باحال....بهترین هم صحبتم....

منم که:دی!

میزه سمت راستیه منو مهشید بانو٬سما و آیناز میشینن....

آیناز:خوش قلب٬با مزه٬پایه٬با معرفت و اینکه یه دوست خوب...

و اما سما.....:یه دختره باحال٬خوش ذوق٬خوش سلیقه ترین بچه ی اکیپ٬شاد٬شاد٬شاد....!و کللللللللی پر انرژی...راحت بگم هر کس حالش بده٬ ۲ساعت پیش سما و سحر باشه٬حالش از اولشم عالی تر میشه....

جلوی سما و آیناز گلفام و فائزه میشینن...(فائزه یکی از نویسنده های وبلاگ به یادت هستش که جزو لینکامونم هست....)

گلفام یه دختره مهربون و خوش قلب و رازدار و گله...دز ضمن هم صحبت خیلی با حوصله ای هم هست...

فائزه:این دختر یه پرسپولیسیه ۲ آتیش ست!ما خودمون یوسف صداش میکنیم!بانمکه٬پایه ست٬دوست داشتنی٬مهربون و حساسه....

این بکس اکیپ تو کلاسه خودمونه بقیه ی بکس تو کلاسای دیگن...

صنم:با معرفت٬مهربون٬با مرام...که هر زنگه تفریح که میبینیمش کلی خوش حال میشیم...

زهرا!(آرش)!:استقلالیه داغون!این بچه باید پسر میشد اصلا!فکر میکنم خودتون شخصیتشو گرفتین...!

اوووووووووووووو وه!کلی بچه باحالا زیادن!....مثلا:مهسا٬نازنین٬هدیه٬نیاز٬کیمیا(من نه!)٬فروغ٬شیرین٬یه کیمیا ی دیگه!٬پرنیان٬کتایون٬فاطمه٬تینا٬شکیبا٬شقایق٬پریا٬پارسا و و و........!

گه بخوام اسم ببرم باید اسمه همه ی بچه های مدرسه رو بنویسم....!

اما این آپ صرفا به دلیل این بود که به همه بگم چقدر دوسشون دارم و اینکه یکی از عالی ترن سالهای عمرم امسال بود.....و اینکه چیزی تا تموم شدن سال سوم نمونده......دلم واسه همه چی تنگ میشه....واسه ی همه ی شیطنتا و کارایی که کردیم....واسه همه ی خوراکیایی که سر کلاسا خوردیم.....

خب دیگه بسه!طولانی شد!

سپاس که میخونیدمون...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن:ببخشید اصلا نتونستم به وبلاگاتون سر بزنم....هم من هم مهشید....کلی ببخشید....

پ.ن۲:دوستان!جواب نظرات زیره خود نظرات داده میشه!بنابراین توجه شود!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

نه

نه اینکه نخواهم ،

نمی توانم که

از تو بگذرم.

من هیچ

تو اما کسی را دیده ای در اندام این شهر

که از خویش بگذرد؟

 

امیر آقایی


دوستتون دارم دوستای گلم!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

تبریک!

سلام همگی!

عیدتون مبارک!

فقط میتونم همینو بگم با کلی شرمندگی....(مثه همیشه)

ممنون که سر میزدین و میزنین...

خیلی دوست داشتم با سال ۸۸ اینجا خداحافظی کن اما نشد...

اما نسبتا سال خوبی بود....سال دوستیای قشنگ بود....

اما میدونم که ۸۹ شیرین تر و دوست داشتنی تر خواهد بود...

همین دیگه...اومدم که نگین چقدر بده!وب بعضیاتون نتونستم بیام وب چند نفرم نتونستم نظر بدم...

به بزرگیه خودتون ببخشید....

خلاصه...سالتون قشنگ٬سرتاسر بهاری و سبز....

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

سال نو مبارک!

درود بر همه گی!

سال نوتون مبارک!

من اومدم.... اما مث اینکه کیمیا نمی خواد بیاد!شما ها دعواش کنید!

از همه بابت تاخیر طولانیم پوزش میخوام!

دیگه چیزی برای گفتن ندارم!

دوستتون دارم دوستای گلم!:)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

سلام دوستان گل گلاب!من برای جلوگیری از هر گونه ریزش جوی و اینکه دیدم کک هیچکس از نبودن من نمی گزد(!) و همه ی تقصیر هابر گریبان کیم کیم افتاد، بازگشتم!بلکه اونم باز گرده!!!!

حالا شما بهش یه چیزی بگین!!!!

خیر سرم رفته بودم اما عین سگ پا سوخته نادم و پشیمانم لذا(!) برگشتم!!!!!!!!!!!!

دوستتون دارم!رفقای عزیز!



جماعت سلام!

من یه مدت نمی تونم به کارای این وبم برسم

از کیمیا خواهش کردم جای من پست بنویسه تا خالی نمونه وب!

ممنون میشم اگه ببخشیدم...

دوستتون دارم دوستای گلم...!


+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

تتق...شترق!!!

تق تق تق...!تق تق تق...

-مگه نمیشنوی؟باز کن!

تق تق تق...!تق تق تق...

-مگه با تو نیستم؟!گفتم باز کن اونو!

...

اما من نرفتم...اونو باز نکردم...!

چند روز بعد وقتی داشتم از اونجا رد میشدم دیدم یه پاکت اونجاست...یه نامه توش بود که نوشته بود؛

-متاسفم...خوشبختی یه بار در خونه ی آدمو میزنه...!منم در خونتونو زدم،اما درو باز نکردی...!

...

از اونروز به بعد هر چقدر منتظرش موندم نیومد...نه به خاطر اینکه بهش احتیاج داشته باشما...!نه...من خیلی خوشبختم...،فقط به خاطر اینکه بهش بگم؛

اونی که تو زدی در نبود...!،پنجره ی اتاق پدربزرگم بود...!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام همگی!

نمیدونم چرا چند وقت زدم تو فاز مطلبای انحرافی و غلط انداز مثله این چند مطلب اخیر!

!

دعا کنید واسم...یه اتفاقی افتاده.....دعا کنید تموم شه زود...

 

!...happy valentine

هر کسی رو که دوست دارید،همون روز بهش بگید دوستت دارم....ممکنه فردا خیلی دیر باشه...

دوستتون دارم...

پ.ن:تو پست قبلی برید اولین نظرو بخونید....جیگرم کبابید...

خنده نوشت!!!:به عنوان مطلب زیاد توجه نکنید!تفریحی نوشتم دور هم باشیم!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  | 

خنده ام می گیرد...

 

ابر خاکستری بی باران دلگیر است؛

و سکوت تو پس  پرده ی خاکستری سرد کدورت افسوس!

     سخت دلگیر تر است.


ح.مصدق

 


دقت کردید؟ چند وقته که

ابر خاکستری بی باران پوشانده آسمان را یکسر...؟


دوستتون دارم دوستای گلم!:)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Anne & Diana  |